«وقتی نفرت و عشق به یاری هم روح را فرسودهاند، تن چندان دوام نمیآورد.»
نوولای زوجهی مارتَن گِر با این عبارت سهمگین به پایان میرسد. نفرت و عشق حالتی است که برتراند دو رول از سر گذراند. او یازده سال بیشتر نداشت که به عقد مارتَن گِر درآمد، اما وقتی چند سال بعد با او به زیر یک سقف رفت، کمکم به او دل باخت. اما خوشبختی این دو دوامی نیافت، زیرا مارتَن زندگی در زیر سایهی پدر را تاب نیاورد و خانه و خانوادهاش را ترک گفت. زوجهی مارتَن گِر سرگذشت زنی است که صبورانه به انتظار همسرش مینشیند و وقتی او را دوباره میبیند، در هویت واقعیاش شک میکند و به دادگاه شکایت میبرد که او شوهر من نیست. جنت لوئیس داستان این نوولا را از ماجرایی واقعی الهام گرفته است، واقعهای که در قرن شانزدهم رخ داده بود.
گویا میشل دو مونتنی هم در کسوت حقوقدان در محکمهی مارتَن گِر حضور داشت. جنت لوئیس دربارهی منبع الهام این داستان میگوید: «یک نفر کتابی به شوهر من قرض داد به نام مصادیق معروف قرائن و اَمارات (۱۸۷۳). او هم به من گفت “بد نیست نگاهی به آن بیندازی، بلکه طرح خوبی پیدا کنی”. ماجرای مارتَن گِر را آنجا دیدم و یادداشتبرداری کردم. گزارش این کتاب خیلی محدود بود؛ بعدها روایتهای بهتری از ماوقع پیدا کردم.»
جنت لوئیس شاعری برجسته و از چهرههای وابسته به جنبش ایماژیسم بود. زبانی ساده داشت و تام گان دربارهی شعرهایش میگوید: «به نظرم او سزاوار دقیقترین توجهات است … سادگی او بهترین گونهی سادگی است زیرا پیچیدگی سربستهای در خود دارد.» لوئیس هم خودش را بیشتر شاعر میدانست و معتقد بود: «احتمالاً شعر گفتن من بهتر از نثرنویسیام باشد، چون خود شعر معمولاً بهتر از نثر است.». با این حال، شهرت او بیش از هر چیز به خاطر نوشتن نوولای زوجهی مارتَن گِر است.
او سال ۱۸۹۹ در شیکاگو به دنیا آمد. به دانشگاه شیکاگو رفت و آنجا از جمله با ایور وینترز، منتقد و نویسندهی بنام، آشنا شد و بعدها با او ازدواج کرد. زندگی خود را اینگونه توصیف کرده است: «سرم گرم زندگیکردن بوده است، زندگیِ کمابیش خالی از “اتفاقات” اما با پیشینهای غنی و در مجموع آکنده از خوشبختی. این نوع زندگی شرح حالِ مختصر جالب توجهی به دست نمیدهد. جذابیت اصلیاش در پسزمینه است، که ممکن نیست مختصر به آن پرداخت و کماکان جالب توجه بماند.» چندی پیش از مرگ، دختر محصلی به او گفته بود که اگر یکی دو سال دیگر عمر کند، در سه قرن زندگی کرده است. اما لوئیس در ۱۹۹۸ درگذشت و این اتفاق هرگز رخ نداد.
با وجود گذشت ربع قرن از درگذشت او، میراث ادبیاش همچنان پابرجاست، مخصوصاً نوولاهای سهگانهی تاریخیاش. خودش دربارهی فروش این داستان گفته بود: «فروش آن طی سالها متوقف نشده.» داستان الهامبخش دو فیلم سینمایی هم بوده است. لری مکمِرتری چند ماه پیش از فوت او جستاری خواندنی دربارهاش نوشت که در نیویورک ریویو آو بوکز به انتشار رسید. او زوجهی مارتن گر را از بهترین نوولاهای امریکایی دانسته و نوشته: «در اینجا جز با شاهکاری سروکار نداریم، زوجهی مارتَن گِر (۱۹۴۱)، داستان حیلهگری چنان ماهر، چنان گیجکننده برای قربانیانش، که صداقت سادهدلانه مغلوب میشود و زنی نیک به خاک سیاه مینشیند. رمانی کوتاه که پهلو میزند به بیلی باد (اثر هرمان ملویل)، غنایم پوینتان (اثر هنری جیمز)، دم را دریاب (اثر سال بلو)، یا هریک از دیگر نوولاهای طراز اولی که به مقایسه خوانده شود.»
نوشتهی جنت لوئیس
ترجمهی وحید طباطبایی
۱۸۴ صفحه، جیبی
