ویتگنشتاین چقدر مدرن بود؟

لودویگ ویتگنشتاین چقدر مدرن بود؟ با این مسئله به دو شیوه می‌توان برخورد کرد. یکی این که بپرسیم ویتگنشتاین درباره‌ی دوران مدرن چگونه فکر می‌کرد؟ از این منظر، همه‌ی ما به دلایل مختلف خواهیم گفت که چندان مدرن نبود. از هنر مدرن، موسیقی مدرن و ادبیات مدرن خوشش نمی‌آمد.

اما منظر دیگری هم هست که ما را به جواب متفاوتی می‌رساند. این که بپرسیم عصر مدرن درباره‌ی ویتگنشتاین چگونه فکر می‌کند. پاسخش این است که عصر مدرن او را دوست دارد. من درباره‌ی راسل و ویتگنشتاین چند کتاب نوشته‌ام. کتاب‌هایم درباره‌ی ویتگنشتاین صدبرابر بیش‌تر از کتاب‌های مربوط به راسل فروش دارد و به سی زبان هم ترجمه شده است.

در سال‌های اخیر احساسی وجود داشته مبنی بر این‌که روی سخن ویتگنشتاین با عصر مدرن است. و هنرمندان مدرن به این نکته پی برده‌اند. من تا به حال در گالری‌های مختلفی دراین‌باره صحبت کرده‌ام. هنرمندان می‌گویند در آثارشان از ویتگنشتاین الهام گرفته‌‌اند. ویتگنشتاین الهام‌بخش نویسندگان و شاعران و آثار موسیقایی مختلفی است. جوزف کسوت یکی از هنرمندانی است که از ویتگنشتاین به‌عنوان منبع الهام خودش نام برده است. ویتگنشتاین اگر آثار او را می‌دید، درباره‌شان ابراز تنفر می‌کرد. اما کسوت آثارش را ملهم از او می‌داند.

می‌شود نکات هوشمندانه‌ی مختلفی دراین‌باره گفت، اما گمان می‌کنم می‌توان از طریق تقابل راسل و ویتگنشتاین به کُنه مسئله پی برد. ما از دهه‌ی 1930 تا امروز تغییرات زیادی را از سر گذرانده‌ایم. در دهه‌ی 1930، پرطرفدارترین نویسندگان انگلیس ایچ. جی. ولز و برتراند راسل بوده‌اند. هر دو آن‌ها مطالبی خوش‌بینانه می‌نوشتند درباره‌ی این‌که چگونه به‌کارگیری علم موجب بهبود اوضاع می‌شود. من اگر کتاب‌هایم درباره‌ی راسل را در این دهه نوشته بودم، بیش‌تر از کتاب‌های مربوط به ویتگنشتاین فروش می‌کرد. اما ما دیگر احساس ولز و راسل را نداریم. احساس این‌که مشکلاتمان با کمک علم قابل حل هستند. برای نداشتنِ چنین حسی دلایل خوبی وجود دارد. ما دیده‌ایم که اسلحه‌های ساخته‌شده با علم چه اثرات مخربی می‌توانند داشته باشند؛ دیده‌ایم که چطور بقای سیاره‌ی ما به خاطر صنعتی‌شدن در معرض تهدید قرار گرفته است. پس طبیعتاً باوری به این نداریم که می‌توانیم با به‌کارگرفتنِ علم در امور زندگی و جنبه‌های مختلفش دنیای بهتری داشته باشیم. چنین باوری را از دست داده‌ایم. فکر می‌کنم به این معنا چیز بسیار مدرنی در ویتگنشتاین وجود دارد که با فهم مدرن سخن می‌گوید، با آن فهم بی‌اعتماد به پیشرفت.

 

*این متن بخشی از سخنرانی ری مانک، نویسنده‌ی زندگی‌نامه‌ی ویتگنشتاین است. ویدیوی مربوط به این بخش را می‌توانید با زیرنویس فارسی در کانال تلگرام نشر ماهی ببینید.

 

لودویگ ویتگنشتاین: وظیفه‌ای به نام نبوغ

نوشته‌ی ری مانک

ترجمه‌ی رضا دهقان

720 صفحه + 16 صفحه گلاسه

رقعی/ گالینگور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *