یک رُمانک لمپن

یک رُمانک لمپن

در آن لحظه‌ها، بی‌درنگ به سرم می‌زد پنجره را رها کنم و بدوم دنبال یک آینه تا صورت خود را در آن ببینم، صورتی که می‌دانستم دارد لبخند می‌زند، نیز می‌دانستم که به دلم نخواهد نشست، صورتی که از مرگ پدر و مادرم بیرون می‌جهید، از محله‌ام که در آن همیشه خدا روز بود، از خانه ماچیسته که در آن با سرنوشتم بازی می‌کردم و با این همه جایی بود که سرنوشتم برای اول بار یکسره به خودم تعلق داشت.

یک رمانک لمپن آخرین رمان روبرتو بولانیو است که در زمان حیاتش منتشر شد، داستان عجیب و رازآلود خواهر و برادری که مرگ پدر و مادرشان زندگی آن‌ها را زیر و زبر می‌کند.

ادامه...

سفارش کتاب

متاسفانه کتاب موجود نمی باشد.

اشتراک گذاری این کتاب