3.142855
رتبه بندی شما: هیچ میانگین: 3.1 (7 votes)
دریافت PDF
عنوان اصلی

شنل پاره

نويسنده نینا بربروا
مترجم فاطمه ولیانی
موضوع ادبیات داستانی
چاپ اول بهار ۱۳۸۸
چاپ آخر زمستان ۱۳۹۵ (نوبت چاپ: ۴)
تعداد صفحه 80
قطع جیبی
زبان اصلي فرانسوي
شابک 978-964-209-025-9
درباره کتاب
شنل پاره روایت نسلی بی‌رؤیا است، نسلی تباه‌شده، نسل انقلاب روسیه و جنگ‌های بزرگ جهانی. ساشا، راوی داستان، نُه ساله بود که مادرش درگذشت و در عرض دو ماه زندگی آن‌ها را زیر و رو کرد. او با خواهر و پدرش زندگیشان را در سال‌های سخت پس از انقلاب روسیه از سر گرفتند. ساشا بسیار دلبسته‌ی خواهرش بود، اما میان این دو کم‌تر گفت‌وگویی در می‌گرفت. آریان، خواهر ساشا، نُه سال از او بزرگ‌تر بود و فقط چند سال پس از درگذشت مادرشان با مردی ۳۰ ساله ازدواج کرد و از خانواده جدا شد. این داستان مختصر از دو بخش تشکیل شده است: بخش نخست در روسیه می‌گذرد و شرح سال‌های کودکی راوی است. بخش دوم روایتگر جوانی و میانسالی او در فرانسه است.
 

بریده‌ای از کتاب:

امروز، زمانه‎ی دیگری است. من باید به سویی بروم و تو به سویی دیگر. ما این شنل کهنه را دو پاره خواهیم کرد. اکنون دیگر از جلوه افتاده، کهنه شده، ولی چه باک! من خود را در پهنه‌های سرزمین دلگیر و بی‎رحم خویش گم خواهم کرد. نه ازآن‎رو که دوستش دارم، راه دیگری در برابرم نیست. بدرود!

شنل پاره داستان زندگی طبقه‎ای از نظامیان روسیه است که انقلاب آنان را از سرزمینشان می‎راند اما در پاریسِ جادویی هم جز کار و بدبختی و قحطی و سرما چیزی انتظارشان را نمی‏‌کشد. ساشا، راوی داستان، در بحبوحه‎ی تثبیت انقلاب، ده ساله است. سهم او از این انقلاب پدری بیکار، کارهای طاقت‎فرسای خانه، صف‎های طولانی جیره‎ی مواد غذایی و خواهری است که تاب تحمل این زندگی را ندارد و به هنر پناه می‎برد و آن‎ها را ترک می‎کند. 
کتاب دو فصل دارد. فصل اول در روسیه‏‌ی اوایل دهه‎ی ۱۹۲۰ می‎گذرد و فصل دوم در پاریس از دهه‎ی ۲۰ تا شروع جنگ جهانی دوم. جنگی که برای ساشا، که حالا عاقله‌‏زنی است به فکر پس‌انداز و نان‎آور خانواده، تکرار تاریخ مصیبت است. داستان در عین اینکه روایت تاریخی مطرودین انقلاب شوروی است توضیحات زیادی درباره‌ی وقایع تاریخی نمی‎دهد. فقط گهگاه با ذکر نشانه‎هایی کوچک ذهن را به سوی وقایع تاریخی راهنمایی می‎کند. 
در پاریس، نظامیان شکست‎خورده‌ی روسیه خود را در نوستالژی گذشته و الکل و سیگار و خوشی‎های کوچک و داستان‎های اشرافی غرق می‎کنند. دیگر برایشان اهمیتی ندارد در پاریس باشند یا در پتربورگ. به نظر می‎رسد تنها کسی که درگیر زندگی واقعی است ساشاست که باید روزی ده ساعت سرپا بماند و لباس‎های مردم را اتو کند و شب‎ها به آپارتمانی برگردد که غرق بی‎زمانی و بی‎مکانی است و انگار افسران و تیمساران قرار است از آن آشپزخانه‎ی کوچک نبردی قریب‎الوقوع را رهبری کنند. ساشا در میان آنان جایی ندارد، همان‎قدر که در کودکی جایی در دوستی‎های خواهر هنرمندش نداشت. اما او نیز مانند این افسران در تنهایی‎های خود به نقطه‎ی روشن خیالی زندگی‎اش پناه می‎برد؛ خاطراتی از گذشته، از خواهر و شوهر خواهرش، از جمع کسانی که شعر می‎خوانند و از شنل پاره‎، که دو پاره شده بود و حالا جز سوراخی از آن باقی نمانده است.

 

ادامه مطلب

50,000ریال

معمولی بود.

3

معمولی بود.

ارسال کردن دیدگاه جدید