خورخه لوئیس بورخس

خورخه لوئیس بورخس

خورخه فرانسیسکو ایسیدورو لوئیس بورخس، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی، در ۲۴ اوت ۱۸۹۹ در بوئنوس‌آیرس متولد شد. پدرش نویسنده‌ای هرازگاهی بود و او را نیز تشویق می‌کرد که نویسنده شود. بورخس نخستین داستان کوتاهش را با نام «سلطان جنگل» در سال ۱۹۱۲ منتشر کرد. او پیش از آن نیز شاهزاده‌ی خوشبخت، اثر اسکار وایلد، را به اسپانیایی ترجمه کرده بود، در ۱۹۰۸. پدر بورخس که مدرس روانشناسی بود، به علت کم شدن بینایی‌اش پیش از آغاز جنگ جهانی اول دست از فعالیت کشید و با خانواده‌اش به اروپا رفت. آن‌ها پس از بازدید از لندن، پاریس و شمال ایتالیا به ژنو رفتند و به دلیل شروع جنگ چهار سال ناگزیر در این شهر اقامت کردند. بورخس در این هنگام  به اسپانیایی و انگلیسی تسلط کامل داشت و در این دوران فرانسه و لاتین و آلمانی را نیز آموخت. در سال ۱۹۱۹ آن‌ها به اسپانیا نقل مکان کردند. در مادرید بورخس از نویسنده‌ی اسپانیایی، رافائل کانسینوس-آسنس، و شاعران اولترائیست تأثیر پذیرفت. در ۱۹۲۱ خانواده‌ی بورخس به بوئنوس‌آیرس بازگشتند. نخستین کتاب شعر بورخس در ۱۹۲۳ با نام سودای بوئنوس‌آیرس منتشر شد. او در ۱۹۲۴ بار دیگر با همکاری چند تن از دوستانش انتشار مجله‌ی پروآ را از سر گرفت، مجله‌ای که دو سال پیش به راهش انداخته بودند و انتشارش متوقف شده بود. او ضمناً با مجله‌ی معتبر آوانگارد مارتین فیرو نیز همکاری می‌کرد. تا سال ۱۹۳۵ داستان‌های بورخس جز در نشریات منتشر نمی‌شد و او در این سال‌ها چند مجموعه رساله و کتاب شعر و... منتشر کرد. در ۱۹۳۵ نخستین مجموعه داستان او با نام تاریخ جهانی رذالت منتشر شد که بسیاری از روایاتش قبلاً در کریتیکا به چاپ رسیده بودند. در ۱۹۳۷ بورخس به علت وضعیت مزاجی وخیم پدرش در سمت معاون ارشد کتابخانه‌ی عمومی میکل کانه مشغول به کار شد و تا ۱۹۴۶ در آن‌جا انجام وظیفه کرد. در همین سال بورخس اورلاندو، اثر ویرجینیا وولف، را برای سور ترجمه کرد. او قبلاً اتاق شخصی را نیز از وولف ترجمه کرده بود. سال ۱۹۳۸ پدرش فوت کرد و خودش نیز به دلیل ضعف بینایی دچار سانحه‌ی اتومبیل شد و اگرچه از مرگ گریخت، به بیماری سپتی‌سمی (گندخونی) مبتلا شد. دومین مجموعه داستان بورخس در ۱۹۴۱ منتشر شد. باغ گذرگاه‌های هزارپیچ را انتشارات سور منتشر کرد. همچنین ترجمه‌اش از نخل‌های وحشی، اثر فاکنر، منتشر شد. بورخس در ۱۹۴۶ به دلیل امضای اعلامیه‌هایی علیه حکومت فاشیستی پرون مغضوب دستگاه دولتی شد. همچنین در ۱۹۴۸ مادر و خواهرش به جرم شرکت در تظاهراتی علیه پرون به زندان افتادند. او در این سال‌ها سمتش را در کتابخانه از دست داد و استعفانامه‌اش را نوشت و به تدریس و سخنرانی پرداخت، سردبیری نشریه‌ی نوپای سالنامه‌ی بوئنوس‌آیرس را به عهده گرفت و نویسندگان جوانی از جمله خولیو کورتاثار را به خوانندگان معرفی کرد،رساله‌ی شبه‌فلسفی ستایش‌شده‌اش با نام انکار نوین زمان را نوشت و در شمارگان محدود منتشر کرد. پرون را در ۱۹۵۵ دولتی نظامی سرنگون کرد. این دولت بورخس را به سمت مدیر کتابخانه‌ی ملی منصوب کرد. او تا ۱۹۷۳ در این مقام ماند. الف چهارمین مجموعه داستان بورخس است که در ۱۹۴۹ منتشر شد و همچنین انتشار پرطرفدارترین مجموعه رساله‌هایش با نام تجسس‌های دیگر در ۱۹۵۲ انجام شد. در ۱۹۵۳ انتشارات امثه انتشار مجموعه آثار بورخس را آغاز کرد. در ۱۹۵۶ بورخس دچار کم‌بینایی شد و پزشکان به او توصیه کردند که از خواندن و نوشتن دست بکشد. او نخستین دکترای افتخاری‌اش را از دانشگاه کویو در آرژانتین دریافت کرد و سپس دکتراهای افتخاری فراوان دیگری نیز به او اعطا شد. بورخس در ۱۹۵۷ جایزه‌ی ملی ادبیات را برد و در ۱۹۶۱ نیز جایزه‌ی ناشران بین‌المللی فورمنتور را (مشترکاً با بکت) به دست آورد. این جایزه در شهرت بین‌المللی او تأثیر بسزایی داشت. نخستین ترجمه انگلیسی از داستان‌های بورخس در ۱۹۶۲ انجام شد؛ کتاب قصه‌ها و هزارتوها. السا آستته میلان دوست ایام کودکی بورخس بود. این دو در ۱۹۶۷ با هم ازدواج کردند و به کمبریج، ماساچوست سفر کردند. بورخس در آن‌جا در هاروارد به تدریس می‌پردازد. بورخس و السا آستته میلان سه سال بعد از ازدواج از یکدیگر جدا شدند. بورخس مجموعه داستان گزارش برودی را در ۱۹۷۰ منتشر می‌کند. او در چند سال پیش از این آثار دیگری نیز تألیف کرده بود: کتاب شعر در ستایش سایه، وقایع‌نامه‌های بوستوس، کتاب موجودات خیالی و... در ۱۹۷۳ بار دیگر پرون به قدرت بازگشت و دولتش به بورخس «اجازه» داد که از مدیریت کتابخانه‌ی ملی کناره‌گیری کند. دو سال بعد مادرش در ۹۹ سالگی دار فانی را وداع گفت. هفتمین کتاب شعر بورخس با نام گلسرخ ژرف و پنجمین مجموعه‌ی داستان‌هایش با نام کتاب شن و ۳۸ مقدمه‌ی برگزیده که بر کتاب‌های مختلف نوشته بود با نام پیشگفتارها، با پیشگفتاری بر پیشگفتارها در همین سال، سال ۱۹۷۵، منتشر شد. بورخس پس از این سه کتاب شعر دیگر نیز سرود: سکه‌ی آهنی، تاریخچه‌ی شب و رقم. او در همین سال‌ها آثار شفاهی بورخس (مجموعه‌ای از سخنرانی‌های بورخس)، ۹ رساله‌ی درباره‌ی دانته، داستان‌های جدید بوستوس دومک و... را نیز منتشر کرده است. بورخس در ۱۹۸۶ با ماریا کوداما ازدواج کرد و در 14 ژوئن در ژنو درگذشت.
 
*اطلاعات این متن از بخش «گاهشمار زندگی بورخس» در کتاب گفت‌وگو با بورخس (ریچارد بورجین، کاوه میرعباسی، نشر نی ۱۳۸۲) استفاده شده است.

ادامه مطلب