کاترین منسفیلد

کاترین منسفیلد

کاترین منسفیلد در ۱۴ اکتبر ۱۸۸۸ در شهر ولینگتن، پایتخت نیوزیلند، به دنیا آمد. او سومین دختر پدر و مادری بود که سخت به دنبال داشتن فرزند پسر بودند. اسمش را کاتلین گذاشتند. اسم دومش منسفیلد بود، نام دوشیزگی مادربزرگش. تحصیلات رسمی کاترین منسفیلد در ۱۸۹۵ آغاز شد. علاقه‌اش به نویسندگی خیلی زود آشکار شد و در ۱۸۹۷ به خاطر قطعه‌ای به نام «سفر در دریا» برنده‌ی انشای انگلیسی مدرسه شد. در ۲۹ ژانویه‌ی ۱۹۰۳، او و خانواده‌اش راهی انگلستان شدند. کاترین و دو خواهر بزرگ‌ترش سه سال در لندن ماندند و در مدرسه‌ی دخترانه‌ی کوئینزکالج به تحصیل ادامه دادند. کاترین قصد داشت در رشته‌ی موسیقی تحصیل کند و می‌خواست نوازنده‌ی ویولن‌سل شود. دخترهای خانواده در ۱۹۰۶ به نیوزیلند بازگشتند، اما کاترین دیگر علاقه‌ای به زندگی در آن‌جا نداشت. مادربزرگ محبوبش هم در همین سال از دنیا رفت. در این زمان بود که او از نوازندگی چشم پوشید و تصمیم گرفت نویسنده شود و در انواع ادبی گوناگون طبع‌آزمایی کرد. در اکتبر ۱۹۰۷، سه قطعه‌ی توصیفی از او به نام «شرح مختصر» در مجله‌ی نِیتیو کامپنین در ملبرن استرالیا منتشر شد که اولین اثر منتشرشده‌ی او در بزرگسالی است. او در ششم ژوئن ۱۹۰۸، در نوزده سالگی، برای دومین‌بار راهی انگلستان شد و تا پایان عمر دیگر به نیوزیلند بازنگشت. منسفیلد در دوم مارس ۱۹۰۹ با جو باودِن ازدواج کرد، معلم آوازی که چندان نمی‌شناختش. خبر ازدواج کاترین خانواده‌اش را بهت‌زده کرد. مادرش به لندن رفت و او را با خود به شهر کوچکی در باواریای آلمان برد که چشمه‌های آب معدنی‌اش معروف است. او پس از بازگشت به نیوزیلند هم نام کاترین را از فهرست وراث وصیت‌نامه‌اش حذف کرد. کاترین در باواریا با ناقد ادبی و مترجمی لهستانی به نام فلوریان سوبینوفسکی آشنا شد. او کاترین را با آثار چخوف آشنا کرد. آشنایی با چخوف و فرهنگ روسی تأثیری ماندگار بر کاترین گذاشت. منسفیلد در ژانویه‌ی ۱۹۱۰ به لندن بازگشت. او از طریق همسرش با آلفرد ریچارد اُراژ، سردبیر هفته‌نامه‌ی نیواِیج، آشنا شد. تا یک‌سال‌ونیم بعد دوازده داستانش در این هفته‌نامه چاپ شد. در دسامبر ۱۹۱۱ کاترین داستانی برای مجله‌ی ریتم فرستاد. جان میدلتن ماری، سردبیر ریتم، چنان تحت تأثیر این داستان قرار گرفت که از دوست مشترکی خواست او را با منسفیلد آشنا کند. ظرف چند هفته، پایدارترین دوستی و عشق زندگی کاترین منسفیلد شکل گرفت و نهایتاً به ازدواج او با جان ماری انجامید. کاترین دستیار ماری در مجله‌های ریتم و بلو ریویو شد. این دو و از طریق انتشار این مجله با دی. ایچ. لارنس و همسرش فریدا ویکلی آشنا شدند. در نیمه‌شب چهارم اوت ۱۹۱۴، بریتانیا پا به جنگ جهانی اول گذاشت. وقتی برادرش، لزلی، در ۱۹۱۵ در جنگ کشته شد، نگاه او به زندگی و نویسندگی تغییر کرد. در اواخر سال ۱۹۱۷، کاترین سرمای شدیدی خورد و سخت بیمار شد. پزشکان تشخیص دادند که او مدتی است به سل مبتلا شده است. در اواخر آوریل، طلاق کاترین منسفیلد از جو باودن نهایی شد و در سوم مه ۱۹۱۸ به عقد جان میدلتن ماری درآمد. اما حال کاترین مساعد نبود و جشن عروسی برگزار نشد. در فوریه‌ی ۱۹۱۹، ماری سردبیر هفته‌نامه‌ی معتبر آتنایوم شد و از کاترین دعوت کرد برای این هفته‌نامه نقد رمان بنویسد. کاترین در بیست ماه آتی بیش از صد نقد نوشت و شهرتی در این کار به هم زد. در دوم دسامبر ۱۹۲۰، مجموعه‌ی دوم داستان‌های منسفیلد به نام سعادت چاپ شد. این مجموعه با استقبال فراوانی روبه‌رو شد و در فوریه‌ی ۱۹۲۱ در امریکا هم به چاپ رسید. یکی از پرکارترین دوران زندگی منسفیلد از سپتامبر ۱۹۲۱ آغاز شد و تا ژانویه‌ی ۱۹۲۲ ادامه داشت. منسفیلد پرطرفدارترین و پرخواننده‌ترین داستانش را در این دوران نوشت- «گاردن پارتی». منسفیلد در نهم ژانویه‌ی ۱۹۲۳ بر اثر بیماریش به سرفه افتاد و ریه‌اش خونریزی کرد و در نهایت در ساعت ده‌ونیم شب درگذشت.
 
*این متن خلاصه‌ای است از مقدمه‌ی نرگس انتخابی بر مجموعه‌داستان گاردن پارتی.

ادامه مطلب

گاردن پارتی
مترجم: نرگس انتخابی
160,000 ریال
یک فنجان چای
مترجم: نرگس انتخابی
180,000 ریال